هشتم مارس از آن روی مبنای روز جهانی زن قرار گرفت زیرا که اساس نظام سرمایه داری بر بی عدالتی نابرابری طبقاتی و جنسی استوار است و بورژوازی به هیچ وجه حاضر به پذیرش حقوق زنان کارگر نبود.حال با گذشت حدود یک قرن از شورش زنان کارگر هنوز هم امید به حیاتی انسانی تر و احیای حقوقمان دغدغه هاییست که ما زنان را فارغ از مذهب نژاد و ملیت به یکدیگر پیوند میدهد.گرچه هدف همه زنانی که به نوعی خود را از اعضای جنبش جهانی زنان میدانند تبعیض زدایی از عرصه های گوناگون زندگی و پایان دادن به ستم جنسی است اما این جنبش در ایران با حفظ اصول و هدف شکل دیگری به خود میگیرد.
چرا که ما فمنیستهای ایرانی زنانی هستیم که با وجود صدها خط قرمز و مرزهای پررنگ اخلاقیات فرمایشی هرروز تکفیر و تقبیح میشویم و چون الگوی زن سنتی را نمیپذیریم پس انگهای بسیاری را به جان میخریم تا زندگی نسل بعد خود را عادلانه تر و انسانی تر رسم کنیم.
زنانی هستیم که در هر زمینه ای افکار اعمال وحتی احساساتمان عقیم گزارده میشوند چرا که در جامعه ما هنوز نحله های متفاوت فکری زنان در نطفه خفه شده و مجال بروز نمی یابند.
تفکر انتقادی ما را به تفکر برانداز تعبیر و اندیشه فمنیستی مان را تمایلی تزریقی از سوی غرب عنوان میکنند و با چماق نسبیت گرایی فرهنگی همه مطالبات به حق زنان را غربی دانسته و سرکوب میکنند.
با تولید مغلطه مضحکی به نام فمنیسم اسلامی سعی در استحاله افکار مدرن جنبش داشته و فمنیستهای اسلامی این بار در قالبی نوین زنان را به تبعیت از مناسبات واپس مانده مردسالار دعوت میکنند.مناسبات مردسالارانه ای که حتی در باور و بینش خود زنان هم به قدری درونی شده که گاه حضور نامیمونش را خود نیز حس نمیکنند و این میشود که گاه برخی از زنان برخی حقوق مسلم انسانی و شهروندی را حق مسلم خود ندانسته و به سان کنیزواره در نقشهای کلیشه ای از پیش تعیین شده توسط نظام مردسالار جای گرفته و از لذتی مازوخیستی سرشار میشوند.و این برای ما تنها و تنها نشان از ریشه دار بودن و تثبیت این نظام دارد و بس.
حال با وجود تلخیها و سختیهای راه ما علیه این ستم قرون وسطایی علیه این نظم قیم مدار به پا میخیزیم.بی هیچ پرده پوشی و تخفیف و بهانه ای به آپارتاید جنسی در تمام ابعاد ریز و درشت آن نه میگوییم.تحجری را که در ان نیمی از مردم را به خاطر جنسیتشان کم ارزش تلقی میکند به مصاف میطلبیم.زنجیرهای کهنه و پوسیده سنت را که بیش از هر گروه بر دست و پای زنان بسته شده را پاره میکنیم.حقوق مدنی دریغ شده مان را باز پس میگیریم و به طرد مستمر زنان خاتمه میبخشیم چرا که باور داریم جهان دیگری نه تنها ممکن است بلکه در راه استو ما صدای آمدن این تغییرات را حتی در آرامترین روزها نیز میشنویم*
آری جهان دیگری ممکن است جهانی که جنبش هشت مارس طلایه دار آن است و این جهان نه تنها برای زنان که برای مردان نیز جهان بهتری خواهد بود.
*ارونداتی روی فمنیست و اکتیویست مشهور هندی
پ ن:این مقاله به مناسبت هشت مارس امسال در نشریه دانشجویی "رستاران" دانشگاه بو علی سینا به عنوان سرمقاله به چاپ رسیده است.
